تبليغاتX
عاشق بی معشوق

مسافر زمان

هیچ کس نمی تواند به دو ارباب

                                  خدمت کند

                     زیرا یا یکی را دوست می دارد

                                  و از دیگری متنفر می شود

                                            یا خود را وقف یکی میکند

                                                  ودیگری را خوار می شمارد

                                                            شما نمی توانید به خدا وپول

                                                                                 هر دو خدمت کنید

 

رفیق من سنگ صبور غم هام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به ذوالی دارم

مجنونمو دل زده از لیلی یا خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی پیر شدم پیر تو ای جوونی

پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش طاغت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره

اگر بیای همونجوری که بودی کم میارم حسود و از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده هرکی شنیده از خودش بی خوده

اما خودم پر شدم از گلایه هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشقو امید همیشه محتاجه به نور خورشید

همیشه محتاجه به نور خورشید...

تنهای به سنگ صبور خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست موندیو راه چاره نیست

اگرچه هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش طاغت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندیو راه چاره نیست.....

 

هميشه عاشق باشيد

روی دروازه قلبم نوشتم: ورود ممنوع !!!!!!*** ***

دل پريشان آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت.!!!!!

*** *** اميد مضطرب آمد . گفتـم بخوانش. خـوانـد و

 بازگشت.!!!!*** *** آرزو با دلهره آمد.گفتم بخوانش

 خواند و بازگشت ... !!!*** ***عشق خنده کنان آمد!

 گفتم خوانديش؟ گفت: من سواد ندارم

+ تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 2:18 نويسنده m0hammad |

 

+ تاريخ جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:3 نويسنده m0hammad |

روزگار در گذر است و من در گذر روزگار     

مردمان می روند و من با مردمان.

به کجا؟.....

من می دانم...به دور دست ها...با مردمان می روم

زمان در پی گذشتن است و من نیز در پی زمان...

به سوی آنان رفتم.آنان مرا فرا می خوانند و من آنان را

با آنان گفتم و آنان با من

سخن از عشق

به دنبالش بودم...بر روی زمین سیاه

بر روی آسمان پاک

و بر روی قلب سفید

بر روی آسمان آبی شهر میروم و از آنجا به پایین

و از زمین اونج می گیرم و از آنجا به بالا

به دنبال یک چیز هستم و نیستم به دنبالش

این چنین است رسم عاشق دلان

با مردمان بسیاری بوده ام و می بودم

با آنان سخنانی می گفتم

سخنان بسیار

سخن ار عشق

روزگار در گذر است و من در گذر روزگار

 

از چه بنویسم …!

از آنهایی که دیروز با من بوده اند و امروز رفته اند…

یا از تو که همیشه حرفهایم را از نگاهم میخواندی…

از چه بنویسم

از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد…

یا از نگاه مهربانی که آن را از من گرفتی

 

 

 

  نمي دانم چه مي خواهم خدا يا ... به دنبال چه مي گردم شب و روز

چه مي جويد نگاه خسته من... چرا افسرده است اين قلب پر سوز

ز جمع آشنايان ميگريزم... به كنجي مي خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تيرگيها... به بيمار دل خود مي دهم گوش

گريزانم از اين مردم كه با من... به ظاهر همدم ويكرنگ هستند

ولي در باطن از فرط حقارت... بدامانم دو صد پيرايه بستند

از اين مردم كه تا شعرم شنيدند... برويم چون گلي خوشبو شكفتند

ولي آن دم كه در خلوت نشستند... مرا ديوانه اي بد نام گفتند

دل من اي دل ديوانه من... كه مي سوزي از اين بيگانگي ها

مكن ديگر ز دســت غير فــرياد

خدا را بس كن اين ديوانگي ها

                                                                 ...

می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزادباش

گر چه تو تنها تر از ما می روی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی بر خوردهای سرد را...

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 2:36 نويسنده m0hammad |

 

اين تصاوير براي تعيين ميزان توانايي كنترل استرس افراد

  به كار مي روند.

هر چه توانايي كنترل استرس در شما پايين تر باشد حركت بيشتري در اين

 عكس ها خواهيد ديد.

برای دیدن عکس ها در سایز بزرگتر بر روی آنها کلیک کنید

 

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 2:13 نويسنده m0hammad |

 

هنوز در يادمي 

 

 

 

 

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 1:52 نويسنده m0hammad |

کوتاهترین حس برای گفتن دوستت دارم یک لبخند است پس یک دنیا لبخند برای تو.....

 

 

مثل شقایق زندگی کن کوتاه ولی زیبا ، مثل پرستو کوچ کن

اما هدفمند مثل پروانه بمیر ،دردناک اما باعشق

 

 

 

 

 

زيبايی عشق

 

زيبايی عشق به سکوته نه فرياد

 

زيبايی عشق به تحمله نه خورد شدن و فرو ريختن

 

عشق خياليه که اگه به واقعيت برسه تمام شيرينيه خودش و از دست میده

 

عشق يه کويره که عاشق تشنه با رويايه سراب معشوق قدم به جلو ميزاره

 

عشق سخن گفتن با نگاهه

عشق اميد به رسيدن و ترس از نرسيدنه

 

  

 

 

اي دل ساده بکش درد که حقت اين است

از زمانه بشو دلسرد که حقت اين است

هر چه گفتم مشو عاشق نشنيدي

 حالا همچو پائيز بشو زرد که حقت اين است

 

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 0:59 نويسنده m0hammad |

گر به خود آیی به خدایی رسی به خدا (پرفسور ابراهیم میرزایی)

خداوندا
تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است
چه رنجي مي برد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است.

دکتر شریعتی
اين دنيا پر از انسانهايي است که در حالي که تو را مي بوسند در ذهنشان طناب دار تو را مي بافند. "دکتر شريعتي"

چنان باش که بتواني به هر کس بگويي مثل من رفتار کن. "کانت"

حرمت اعتبار خود را هرگز در ميدان مقايسه خويش با ديگران مشکن. "نانسي سيمس"

اشتباه را محکوم کن، نه آنکه را اشتباه از او سر زده. "شکسپير"

از ميان عطاياي آسماني، خنده صميمانه ترين آن هاست. "کارل پارت"

خوشبختي، فقط يک تعريف دارد، باور داشتن خوشبختي. "ريشيليو"

اميد دارويي است که شفا نمي دهد ولي، درد را قابل تحمل تر مي کند. "مارسل آشار"

بگذار هر روز، رويايي باشد در دست، عشقي باشد در دل، دليلي باشد براي زندگي. "گراندي"

آگاهانه خودت را بشناس تا بتواني خود و ديگران را عميقا دوست بداري. "دکتر فريور"

شما می توانید دنیایی که در آن زندگی می کنید را به همان شکلی که آرزویش را دارید, در آورید. دیو وینزور

تنها کسی که باید عوض شود خودتان هستید. خودتان که عوض شدید همه ی اوضاع و شرایط
 
 پیرامونتان نیز عوض می شود.  فلورانس اسکاول شین
 
 
تنها راهزنی که دار  و  ندار تو را به یغما می برد اندیشه های منفی خود توست.
 
  فلورانس اسکاول شین
 

اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست

 او جانشين همه نداشتنهاست

دکتر علی شریعتی

 

دکتر شریعتی :

              ... وخدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ

           بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

                   و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

 

"کسانیکه باطل را حقیقت میپندارند و حقیقت را باطل، هرگز به هدف والا نخواهند رسید

زیرا که توسط بینش غلط و هوای بیهوده نفسانی گمراه شده اند"  

 

براي رسيدن به موفقيت برنامه ريزي كنيد.

ذهن ناخودآگاه شما خود را با تصاوير ذهني و باورها و اعتقادات شما هماهنگ مي كند.

پيشرفت يا پسرفت شما بستگي به چگونگي برنامه ريزي شما براي ذهن ناخودآگاه شما دارد.

 

 

هميشه فكر كن توي يك دنياي شيشه اي زندگي مي

 كني پس سعي كن هيچ وقت به طرف كسي سنگ

پرتاب نكني چون اولين چيزي كه ميشكنه دنياي

 خودته

 

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:1 نويسنده m0hammad |

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 0:48 نويسنده m0hammad |

+ تاريخ یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 0:42 نويسنده m0hammad

ميانالينک (لينکستان وب هاي شهرستان ميانه) کليک کنيد