تبليغاتX
عاشق بی معشوق

مسافر زمان

چی بگم آخه ؟

فقط یه چیز

اونم این که انرژی خودم رو واسه یه روزی نگه میدارم که اون روز آخرین روز و آخرین دقیقه ها واسه بعضیاست

به امید اون روز

 

+ تاريخ شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 2:33 نويسنده m0hammad |

+ تاريخ سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 3:54 نويسنده m0hammad

واژه کانگ فو بزبان چینی به معنای ( مرد دانا می باشد که در فارسی آنرا طریقت دانائی ) مینامیم .طریقت دانائی یعنی دعوت انسان به سوی تکامل بسوی توانائی جسم و دانائی اندیشه یعنی حرکت به سوی آگاهی روشن بینی و درک مجهولات و اسرار جهان انسان و جهان طبیعت خود و همچنین تعالی روح و جسم او در جهت هماهنگی با روح تکامل جهان و تسریع در آن و بالاخره حرکت هر چه سریعتر بسوی او این راه ، راه پر پیچ و خم و بی پایان است که برای گذشتن از آن اراده ، عشق ایمان و شناخت به هدف و احساس وظیفه و مسئولیت و تعهد به مقام انسانی را نیاز دارد . تاریخچه کانگ فو تاریخچه انسانی است و خلق آن آغاز تفکر به حرکت فکریست که بعدها حرکت بدنی نیز با آن آمیخته شد بعبارت دیگر ابتدا انسان به تقویت فکر و درون نگری بخود آمدن روی آورد و بر این نگرش ریاضت را لازمه بریدن از بنده های دروغین و ارتقاء و پرورش من حقیقی دانست و جوکی و یوگا ( یوگا با کلمه یوغ کاری همریشه است یعنی بزیر یوغ در آوردن تن و بدرون خود، نگاه کردن و تفکر نمودن ) یکی از شدیدترین صورتهای ریاضت بود که با اعمالی از قبیل روزهای طولانی و ثابت به یک نقطه نگاه کردن ، ساعتها بیحرکت ماندن و کنترل تنفس همراه بود . بودا که خود از جمله کسانی بود که در این راه اهتمام ورزیدن و به روشن بینی و آگاهی یا نیروانی دست یافت نیز معتقد بود که افرادی که از این طریق توانستند به روشن بینی و تقویت نیروی فکری دست یابند ، از نظر جسمی کاملا" ضعیف بوده و نا توان گشته اند ، بدین بیان ذن استاتیک تنها بیک نیمه از انسان توجه داشته فکر و جسم را فراموش می کرد تا اینکه در اماتایشی که خود اساتید فلسفه ذن بود بفکر حق حرکاتی جهت تقویت نیروی جسم افتاد و در این فکر به تجربیات دست زد ، از جمله تک چوبی را برگرفت.

 

برگرفته از:http://kongfotoa.blogfa.com

+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 0:18 نويسنده m0hammad |

 

 

 

 

اين جا در انبساط فاجعه‏

 
آسمان براى رقص ستاره‏گان تنگ شده است‏

 
و آفتاب پشت ديوار بلند گرسنگى‏


چشم انتظار يك لقمه روشناييست‏


و دلتنگى من بزرگتر از آن است‏


كه به ديدار چراغى دلشاد شوم‏


اين جا در انبساط فاجعه‏


كشتى شكسته مرا


جز ابرهاى پاره پاره سرگردان‏ 
                                            

بادبانى نيست  

 
 
 
 

ادامه مطلب
+ تاريخ سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 1:1 نويسنده m0hammad |